بداهه های درد

چیزی تو را به فکر  خاکستری خواب سالهای پر دغدغه انداخت 

و پنجره ها ذهن کرخ خود را از تارهای عنکبوتی بسته بودن باز پس گرفتند

هوا تازه شد

و نفس روانه ی باغهای "شکفتن ها و رستن های ابدی"

زنجیرهای سبز به دامان دستان ما آویختند 

و ما یکی شدیم 

آنچنان که عمق نگاه دریا با گستردگی شگرف اندیشه ی آسمان 

آنچنان که بهار در روح سبزه ها

آنچنان که آزادی در نقش پرواز

باغها را شکستند زیر لبهای خشکی زده ی لگدهای واپس گرایی 

پنجره ها را بستند با سرانگشتان ترک خورده ی انحصار 

و گیاه در خانه رویید

و پرواز در آغوش سرد و صریح دیوارها و سقف ریشه دواند

و ما تکثیر می شدیم آنچنان که آفتاب در قلب سبز و ترد ساقه ها

چیزی ما را به دست های گرم خدا سپرده بود 

چیزی ما را به نور...



/ 6 نظر / 4 بازدید
پرستو مهاجر

اشکم ولی به پای عزیزان چکیده ام خارم ولی به سایه ی گل آرمیده ام

سبز نوشت

و ما تکثیر می شدیم آنچنان که آفتاب در قلب سبز و ترد ساقه ها چیزی ما را به دست های گرم خدا سپرده بود

محمد موسوی

لینک موج سبز هم رفتم به سختی در این دنیای فیلترلینگ در انتظارم رفیق

دررودی

عیدتان مبارک به روزم سربزنید[گل]

موسوی

دل ار ، ز عشق تهی شد ، ز سینه برون آر کسی پرنده جان داده در قفس نگذاشت بهمن صالحی

میر علا

سلام و تبریک به شما بانو ، عیدتون مبارک ، عید غدیر تون مبارک لطفا افتخار بدید و کلیپ امروز من رو نیز در همین باب ببینید تقدیم شده به همه شما ، شما‌ها در ایران و دنیا تقدیم شده به تمام سبز اندیشان ایران و جهان