دردی نیست

دردی نیست

زخمی نیست

جنگی نیست

گریزی نیست

همه آرام 

کنار درخت های اقاقی 

غوطه ی عشق می خوریم

خون ها همه در رگها 

در خانه های باریک و گرمشان 

روانند

به سوی قلبهایی که با خوشی می طپند

و بر گونه های زمین نپاشیده اند

خواب ها آشفته نیستند

و مادران شهر

همه در ساحل آغوششان

با فرزندان خویش 

آفتاب های مدیترانه ای را گرفته اند محکم

آسوده ایم همه مثل نور که در برگ

رها شده در باد های بی وزنی 

همه با هم یوگا می کنیم

و هماهنگی شدید یینگ و یانگ را که در آسمانمان موج می زند

جشن می گیریم

و به میله های راه راه آهنی 

و به دیوراهایی که تاجی از سیمهای خاردار به سر دارند

هرگز نمی اندیشیم

ما خوبیم 

ازین بهتر نمی شود این حال خراب شده

فقط طناب های دار سر خواب های ما را گهگاه می کشند

و گاهی صداهایی از جاهایی بلند می شود

صداهایی شبیه صدای مادران فرزند مرده

شبیه جیغ های دنباله دار بنفش

گاهی هم بوی سوختگی می آید

یکی می گفت روزی

که این بوی جگر انسان است که سوخته در جایی

نمی دانم 

ما که خوبیم

فقط تو بدان

که ملالی نیست به جز دوری از شما...

 

/ 14 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آه باران

وملالی نیست جز غم نگاهت که در دستهای کوچک دنیای من جا مانده است... ممنون! همیشه چشمانم منتظر قدمهایت خواهد بود... ارادتمند پونه

سبز نوشت

خدا را شکر خدا را شکر باشد که نباشد باشد که بشود یا حق

سید مهدی موسوی

وبلاگ «سید مهدی موسوی» بعد شش ماه و اندی به روز شد... . با اینها منتظرم: 1- دو شعر جدید که در جای دیگری نخوانده اید 2- متن و شعری از «فروغ» در حال و هوای این روزها 3- محاکمه ی آرمان ها در خیابان (نگاهی به فیلم آخر کیمیایی و چند دیالوگ ماندگار از او) 4- قر دادن زیر تیغ (بررسی وضعیت بیمار تعامل مؤلف و منتقد در ایران) 5- مثل همیشه جملاتی از «شمس» بزرگ! 6- خبرها و لینک هایی داغ از همه جای ادبیات و هنر 7- کنار پله ی تاریک (خبرهایی از برادر ترانه سرا و شاعرم: حسین صفا) 8- ستاره های سربی (غمنامه ای از یک ستاره که دوست داشت خاموش شود) 9- انتقام با طعم سیب زمینی (تحلیلی از وضعیت امروز جامعه ایران) 10- عکس هایی دیدنی از شاعران و دوستان کارگاه و... و مثل همیشه گوشه ی دنیا منتظرم با شعر، با ادبیات، با غم، با عشق...

زیتون

بسم الله الرحمن الرحیم به برنامه غذایی پرهیزازغذاهای استرس زا وتوجه به غذاهای حاوی ویتامین ب (طب نبوی یا طب انبیاء)ایمان مطلق آوردم.قبلادرپاسخ حضرت حانیه خانم گفته بودم اگرآنرا رعایت نمی کردم احتمالادچارامبولی یاسکته شدیدمغزی می شدم وکر،کورموقت ودچاراختلال تکلم وفلجی کامل چپ.درحین اکو مخصوص قلب (اکو ریه)وقتی حدود50سانتیمترلوله شبیه شلنگ گازیاکلفتر اما نرم داخل ریه ام بود خنده ام گرفت اکوکاردیوگرافیست محترمه،حضرت مرجانه خانم حاجی آقائی متخصص قلب وعروق وفلوشیپ اکوکاردیوگرافی که مشغول انجام اکوبود ومامان پرستار ناظری که سرم راگرفته بود تاتکان نخوردویک پرستارمسلح به آمپول که تاسه تا تزریق کردتاسرفه بزنم همه تعجب کرده بودند! مرجانه خانم گفت این دیگرچطور بیماری است می خنددبااین وضعیت !!!ااکو که تمام شد چندمرتبه خانم ناظری تاکید کرد سرت گیج نیست ؟گفتم خیرگفت پس ازتخت بیا پائین ! آمدم

سبز نوشت

یا محمد انی اعوذ بربک از استیصال انی عذت به خدای تو ای محمد از پریشانی شمع را پیش خورشید افروختن است این ای ابن عبدالله به دیده نیامده خاموش شدن است این یا رسول‌الله انی عذت به خدای تو از خدای تو یا شمسه‌ی این قالی خونین ای محمد

الناز سرخانلو

سلام. همیشه لطف دارید بسیار متشکرم. نوشته های زیبایتان را خواندم.[گل]

سهراب

غروب بود. صدای هوش گیاهان به گوش می آمد. مسافر آماده بود. و روی صندلی راحتی کنار چمن نشسته بود: دلم گرفته، دلم عجیب گرفته..................