ما را به حال خود بگذارید و بگذرید

ما را به حال خود بگذارید و بگذرید

رسم برادری به سر آرید و بگذرید

در آرزوی قطره ای از یک طراوتیم

باران سرد سرب ببارید و بگذرید

در کوچه های ما خبری از چراغ نیست

..........

ادامه دارد

 

/ 15 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ستاره

سلام دوست عزیز اشعار برآمده از دل و جانت را خواندم و بر دل دردمندم نشست. با تبادل لینک موافقید ؟ سبزیم و ...... بی شمار [گل]

مهسا(خیال سبز ماه)

وقتی که اعتماد من از ریسمان سست عدالت آویزان بود و در تمام شهر قلب چراغ‌های مرا تکه تکه می‌کردند وقتی که چشم‌های کودکانه عشق مرا با دستمال تیره قانون می‌بستند و از شقیقه‌های مضطرب آرزوی من فواره‌های خون به بیرون می‌پاشید چیزی نبود، هیچ چیز به جز تیک تاک ساعت دیواری دریافتم: باید، باید، باید دیوانه‌وار دوست بدارم.

عباس میلانی:

جنم انسانی میرحسین موسوی را می توان، از جمله، در این واقعیت سراغ کرد که او به زنی چون زهرا رهنورد دل باخت و او را به همسری و همراهی برگزید. زمانی که در حدود سال های پنجاه نخست با هم آشنا شدند، زهرا رهنورد نامی پرآوازه در عرصه فمینیسم اسلامی بود. در عین حال مجسمه ساز و منتقدی نامدار و از ستارگان حلقه های روشنفکران مذهبی ایران به حساب می آمد. در آن سالها این گونه حلقه ها در ایران رواجی تازه پیدا کرده بود. شاید رهنورد شهرت خویش را بیش از هر چیز مدیون نظرات سیاسی اش بود. در آن روزگار نقد پدر سالاری در محافل دانشگاهی غرب رواجی تمام داشت. اما رویکرد رهنورد به این جریان فکری، از نوعی دیگر بود. در سخنرانی حاشیه که اغلب برای انجمن های اسلامی دانشجویی نوخاسته ایراد می شد، می گفت بی شک در اسلام می توان جنبه هایی زن ستیز سراغ کرد اما تأکید داشت که این مایه های زن ستیز الزاماَ جزیی از جوهر اسلام نیست. رواجشان را مدیون سیطره مردان در اسلام می دانست. انتخاب رهنورد به عنوان همسر و همراه، نکات بسیار مهمی را درباب چند و چون شخصت موسوی باز می گوید. مردان همنسلش، به ویژه در میان کسانی که دلبستگی های مذهبی داشتند، به ندرت به زن

عباس میلانی:

، به ندرت به زن روشنفکری دل می بستند که چون رهنورد مستقل بودند و در زمان ازدواج حتی از همسرشان پرآوازه تر بودند. نه تنها در آغاز ازدواجشان بلکه در ماه های اولی که به مقام نخست وزیری رسیده بود بسیاری موسوی را به عنوان "شوهر رهنورد" می شناختند. امروز البته شوهر رهنورد به چهره برجسته جنبش دمکراتیک ایران بدل شده است. ورودش به فعالیت های انتخاباتی دور اخیر مایه امید و شور ملیون ایرانی شد و کودتای انتخاباتی علیه اش موجی بی سابقه از اعتراض مردمی را به همراه داشت. به رغم نفش کلیدی اش در این تحولات شگرف تاریخی، هنوز زندگی نامه روشنی از او در دست نیست و شخصیت او در هاله ای از ابهام و شایعه بافی مانده است. زندگی سیاسی نسبتاً طولانی اش نوعی معما است. چگونه کسی که سالها سرباز وفادار انقلاب آیت الله خمینی بود، می تواند امروز به نماینده نیروهای طرفدار دمکراسی و لیبرالیسم ایران بدل شود؟ در دوران هشت ساله نخست وزیری اش که همزمان با سال های آغازین رژیم جمهوری اسلامی بود، جنایاتی سهمگین صورت پذیرفت. یکی از خونبارترین جنگ های عصر جدید جنگ ایران و عراق بود و می دانیم که بعد از دو سال که نیروهای ایران ارتش مهاجم عراق را

عباس میلانی:

. یکی از خونبارترین جنگ های عصر جدید جنگ ایران و عراق بود و می دانیم که بعد از دو سال که نیروهای ایران ارتش مهاجم عراق را به مرزهای پیش از جنگ پس راندند و آشکارا بود که از آن پس جنگ پیروزی نخواهد داشت. ولی رژیم جمهوری اسلامی شش سال دیگر به جنگ ادامه داد. حتی اگر این جنگ هشت ساله هم نمی بود، زندگی موسوی باز هم خالی از رمز و راز نمی بود. از جار و جنجال گریزان است و روحیه ای عزلت گزین و حتی خجالتی دارد و این همه سبب شده که شخصیت او به لوحی سفید بدل شود و هر کس از ظن خود هر آنچه می خواهد بر آن بنویسد. در چند ماه اخیر گاه حتی به ظاهر به ناظری شبیه بود که تحولات تاریخی عظیمی که به نامش در تکوین بود صرفاً نظاره می کند. آیا نقشی در به راه انداختن حرکت توده ای که ارکان رژیم اسلامی را به لرزه انداخته داشته است؟

زیتون

سلام پس ازفیلترشدن به بخش تنظیمات عمومی رفتم وباتغییرعددآدرس از5به 8مطالب رابرگردندانم ولی آدرس زیتون 8شد شیرین بودکه توانستم ازلینک شما بیایم [قهقهه][هورا]

"نادر ابراهیمی"

تجربه مطلقا به کار عاشق نمی اید. کسی که تجربه دارد قبل ازهرچیز می داند که نباید عاشق بشود. تجربه، عشق را باطل می کند . بنابراین، تجربه کل زندگی را باطل می کند. عشق، چیزی ست یگانه و یک باره ، اما تجربه یعنی تکرار، یعنی بیش از یک بار. عاشق شدن، شرط اولش ، بی تجربگی ست.دانایی هم خودش ، ضد عشق است.

مهسا(خیال سبز ماه)

سلام دوست جون سبز خوش فکرم. نوشته هات بسیار زیبان خوشحال میشم به ادرس جدیدم به منم سر بزنی