دریچه ی صبح

گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان

 

 پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد        گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان

 

پیمان شکنی و ایمان با هم گرد نمی آیند. موحد که باشی ناگزیری که بر پیمان هایت استوار بمانی. الذینهم علی اماناتهم و عدهم راعون . پیمان شکنی لایه های گوناگون دارد. فردی اجتماعی و سیاسی می تواند باشد در لایه ی انسانی آن. همچنین پیمان شکنی می تواند بین انسان و خدا رخ دهد. وقتی انسان به عهدش با خدا وفا نکرد آنگاه این پیمان شکسته می شود و انسان لیاقت آن عزت و مکنتی که خداوند به او عطا فرموده را از دست می دهد. انسان این عهد را به گونه های مختلف می تواند بشکند. می تواند به انچه بین فرد او وخدای اوست احترام نگذارد و عهد بشکند و میدانیم که بین انسان وخدا چه ها می گذرد. یکی دو تا نیست. حق انسانهای دیگر را را که رعایت نکردی عهد خود را با خدا شکسته ای. لایه ی خدایی پیمان شکنی به لایه ی انسانی آن گره خورده است چرا که خدا از حق الناس نمی گذرد. ظلم به بندگان خدا از آن گونه ظلم هاست که همان مردم مظلوم (مورد ظلم واقع شده ) باید ازآن بگذرند. نگه داشتن عهد خدا آسان نیست مثل همان است که مولا علی در باره ی خویشتن داری فرمود گویی که با دامنی بلند از بین خارستان باید گذشت. بیاندیشیم که هر روز چند عهد را می شکنیم با خدای خود. ما که مسوول خود و اطرافیان خود هستیم بیچاره آنان که مسوولیت های کلان اجتماعی و سیاسی دارند. کاش می شد که از صحبت پیمان شکنان پرهیز کرد در زیر اسمانی که پیمان حرمت و احترام غرور و عزت و آبرو و آزادگی و آزادی انسان هر لحظه در آن می شکند .... کاش

 

 

   + ; ٤:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱/٢٤
comment نظرات ()