دریچه ی صبح

دارم بلند فکر می کنم در آستانه ی روز ابراهیم

 

امروز در راه به طرف خانه که می رفتم با یکی از همسایه ها که مشتاق بیشتر دانستن درباره ی فرهنگ ماست هم قدم بودم. می دانست که ما عیدی در پیش داریم و پرسید این چه عیدیست؟ چون عید فطر را اینجا بیشتر می شناسند و عید قربان را کمتر. برایش از ابراهیم گفتم از حج گفتم از مناسکی که همه حول محور توحید ابراهیمی میچرخد گفتم و همینطور که می گفتم سرشار از بهجت می شدم از اینکه برملت ابراهیمم. همسایه را بدرود گفتم و با خود اندیشیدم:  

توحید یعنی آری گفتن به سرسپردگی به یکی به او و نه گفتن به غیر از او به تعدد که در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

توحید در پس معرفت می آید. شناخت مقدمه ی توحید است. معرفت به اینکه انسان در کجا ایستاده است و چه مناسبتی با آفریدگارش و دنیای پیرامونش بر قرار می کند. ابراهیم سمبل توحید شد و بر فراز تارک توحید استاد و خدا را نظاره کرد و خود را در دستان او نشاند. ابراهیم نقطه ی توحید را پیدا کرد و در آن نقطه درخشید و خداوند به او بشارت داد تا برای همیشه نام او را در بین آدمیان به نیکی نگاه دارد و او را امام مردم قرار داد .  مردم: نه مردم زمان و مکان معینی مردم به مفهوم فراگیرش. شایسته آن شد که مردم او را پیشوا قرار دهند.

ابراهیم چه کرد؟ همه می دانیم ولی چگونه این دانستنی نیست دریافتنیست. ابراهیم الا الله را به اوج رساند. در الا الله سر نسپردن موج می زند. سر نسپردن به هر آنچه و هر آنکه خود را به خدایی می زند و انتظار سرسپردگی از خلق را میطلبد. نامش مهم نیست نمرود یا فرعون فرقی نمی کند. فرعونیت و نمرودیت مسا له است. آن مفهومی که می خواهد به بهانه ی خدا انسان را بنده ی خود کند. همان که تکبر کرد ما غرک برک الکریم میشود و از محیط دوستی خدا خارج. ابراهیم را خدا به دوستی برگزید او خلیل الله شد. او در مرکزیت مرزهای دوستی خدا قرار گرفت که تکبر و منیت را در خود شکست و در هر آنچه و هر آنکه غیر از خود این تکبر و منیت را دید باز هم بی درنگ آن را شکست. 

توحید یعنی سر نسپردن به هر آنچه الا الله است و ابراهیم پدر توحید و ما که بر ملت ابراهیم حنیفا هستیم در این روزگار سرشار از خدایان بزرگ و کوچک کارمان این است که پی آواز حقیقت بدویم و  خدایان درون وبیرون خود را نفی کنیم. و بندگی برای چنین خدایی بزرگترین ازادی ها را و آزادگی ها را به همراه دارد. موحد آزادگی را زندگی می کند و بندگی او را به زیباترین آوازها می خواند.

 

   + ; ٥:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/٥
comment نظرات ()