دریچه ی صبح

اختراع دروغ

 

فیلم he Invention of Lying Tرو دیدم. فیلم دین و خدا را زیر سوال می برد. اگرچه به عنوان انسانی که دیندار و خداپرست است با کل ایده ی فیلم ارتباط بر قرار نکردم ولی فیلم نکته ی مهمی را مصور کرد.

فیلم درباره ی مردمی و یا جامعه ایست که در آن دروغ وجود ندارد اصلا مفهوم دروغ در این جامعه موجود نیست و همه به شدت راستگو هستند و بی پرده سخن می گویند و هر چه از دل و ذهنشان می گذرد مستقیما بیان می کنند. مردی در این میان به توانایی دورغ گویی میرسد و همه هر آنچه می گوید باور دارند. روزی وقتی مادر مرگ در احتضار است به مرد می گوید چه اندازه ناراحت است از اینکه می میرد و تبدیل به هیچ می شود. مرد که می تواند دروغ بگوید به مادرش می گوید که این چنین نیست و تو به حایی خوب می روی خانه ای راحت و بزرگ خواهی داشت با عزیزانت خواهی بود و زندگی نویی را از سر می گیری در این حال مادر با امید و شادی از دنیا میرود. بقیه ی فیلم را فعریف نمی کنم چون همین جا بود که برایم جالب بود. 

با خود اندیشیدم من چون در جامعه و خانواده ی دیندار زاده شده ام این ایمان به خدا و آخرت برایم بسیار عادی شده است. به قول انگلیسی ها I have taken it for granted. 

چون همیشه از نعمت این دیدگاه برخوردار بوده ام هیچگاه به این نیندیشیده ام که اگر دیندار و مومن به اخرت نبودم در چه وضعیت دیدگاهی و روحی به سر می بردم. راستی مردمانی که اعتقاد دارند پس از مرگ هیچی است و پوچی چقدر دنیایشان با دنیای من متفاوت است. چه وضعیت دشواریست وضعیت بی اعتقادی به آخرت. راستی اگر دنیایی از پس این دنیا نباشد چه ملال آور می شود بودن. 

این که در کودکی به من آموخته اند این مفاهیم را و در بزرگسالی من خود به دنبال اثبات آنها رفته و پاسخ خود را دریافته ام کافی نیست.  شیرینی این ایمان وقتی به آشکارا چشیده می شود که خود را در وضعیت defamiliarisation (آشنایی زدایی) قرار دهی -آنگونه که این فیلم مرا قرار داد- و ببینی که اگر نبود چه می شد و چه بر سر تو می آمد.

من همیشه در پی اثبات بودم ولی گاهی وضعیت انکار خود اثبات می آورد. مثل هر نعمت دیگری که تا داری برایت عادیست و وقتی از دستش میدهی قدرش را میدانی. ایمان به خدا و آخرت هم چنین است چون اینها هم نعمت هایی هستند که خداوند به ایمان داران عطا کرده است. و قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید و این فیلم مصیبت بی دینی را به خوبی برای من متصور کرد و مرا  شاکر نعمت ایمان. 

حال این که این ایمان تا چه اندازه قوی و واقعیست بماند. همین که خود در دل و ذهن خود به چیزهایی اعتقاد داری خود نعمت بزرگیست که در این روزگار ما در جایی که ما زندگی می کنیم کمتر مردم از نعمت آن برخوردارند.

الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدانالله


 

   + ; ٧:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۱٩
comment نظرات ()