دریچه ی صبح

باد و بید

باد تندی

در گوش های پیر بیدی فرسوده پیچید:

باد یعنی جابجایی

باد یعنی این نمانی

باد یعنی یک هوای تازه 

یک هشدار 

یک نمایش از بر آشفتن

بید لرزان بود : قد تاریخ تمام بید ها ی پیر

بید اعصابش پریشان بود

تا شما هستید من لرزانم اما 

شاخه هایم ترکه های خشک تنبیه تمام باد پایا نند

...

باد اما بر بلندای شکوه سرو آزادی 

داشت با ابری برای بردن باران بعدی 

در حصار تشنه ی یک باغ  

نقشه های می ریخت

بید اما فکر اعصاب خرابش بود...

   + ; ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۸
comment نظرات ()