دریچه ی صبح

برو نمرده به فتوی من نماز کنید

فرعونیت یکی از مفاهیم پایه ای قرآن است و درباره فرعون وخصوصیات او ایات بسیار ی هست. آنچه خصوصیت بارز فرعون است استکبار اوست: علا و استکبر

فرعون خود را خیلی جدی گرفته بود! در دنیای خود غرق بود و علی فی الارض. برتری جسته بود در زمین. شاخصه ی دیگر او که در نتیجه ی این برتری جویی به وجود آمده بود  به استضعاف کشاندن گروهی از مردمش و فرقه فرقه کردن آنها و کشتن پسرانشان و زنده نکه داشتن زنانشان بود: ان فرعون علا فی الارض و جعل اهلها شیعا یستضعف طائفة منهم یذبح ابناءهم و یستحیی نساءهم انه کان من المفسدین

فرعون حاکم مستکبری که برای ارتکاب به اعمال فوق قران به او لقب مفسد را داده است: او در رمین مایه ی فساد بود چرا که به انسانیت انسانها و به کرامت و حریت انسانی وقعی نمی نهاد. 

در این بین سخن از مومن آل فرعون می رود: 

از ایستادگی و مخالفت مردی از آل فرعون در برابر قدرت و ستم فرعون و فرعونیان در قرآن تجلیل شده است. در سوره ی مومن مؤمن آل فرعون و اعتراض و ارشاد او دربرابر فرعونیان بیان شده است: 

ترجمه آیات 26 تا 32 سوره غافر:

و فرعون گفت: «بگذارید موسى را بکشم، و او پروردگارش را بخواند (تا نجاتش دهد)! زیرا من مى‏ترسم که آیین شما را دگرگون سازد، و یا در این سرزمین فساد بر پا کند!» (26)

موسى گفت: «من به پروردگارم و پروردگار شما پناه مى‏برم از هر متکبرى که به روز حساب ایمان نمى‏آورد!» (27)

و مرد مؤمنى از آل فرعون که ایمان خود را پنهان مى‏داشت گفت: «آیا مى‏خواهید مردى را بکشید بخاطر اینکه مى‏گوید: پروردگار من «الله‏» است، در حالى که دلایل روشنى از سوى پروردگارتان براى شما آورده است؟! اگر دروغگو باشد، دروغش دامن خودش را خواهد گرفت; و اگر راستگو باشد، (لااقل) بعضى از عذابهایى را که وعده مى‏دهد به شما خواهد رسید; خداوند کسى را که اسرافکار و بسیار دروغگوست هدایت نمى‏کند. (28)

اى قوم من! امروز حکومت از آن شماست و در این سرزمین پیروزید; اگر عذاب خدا به سراغ ما آید، چه کسى ما را یارى خواهد کرد؟!» فرعون گفت: «من جز آنچه را معتقدم به شما ارائه نمى‏دهم، و شما را جز به راه صحیح راهنمایى نمى‏کنم! (دستور، همان قتل موسى است!)» (29)

آن مرد باایمان گفت: «اى قوم من! من بر شما از روزى همانند روز (عذاب) اقوام پیشین بیمناکم! (30)

و از عادتى همچون عادت قوم نوح و عاد و ثمود و کسانى که بعد از آنان بودند (از شرک و کفر و طغیان) مى‏ترسم; و خداوند ظلم و ستمى بر بندگانش نمى‏خواهد. (31)

اى قوم من! من بر شما از روزى که مردم یکدیگر را صدا مى‏زنند (و از هم یارى مى‏طلبند و صدایشان به جایى نمى‏رسد) بیمناکم! (32)

 

و قال رجل مؤمن من آل فرعون یکتم ایمانه ا تقتلون رجلا ان یقول ربی الله و قد جاءکم بالبینات من ربکم و ان یک کاذبا فعلیه کذبه و ان یک صادقا یصبکم بعض الذی یعدکم ان الله لا یهدی من هو مسرف کذاب (28)

یا قوم لکم الملک الیوم ظاهرین فی الارض فمن ینصرنا من باس الله ان جاءنا قال فرعون ما اریکم الا ما ارى و ما اهدیکم الا سبیل الرشاد (29)

گفته های فرعون بسیار تامل برانگیز است:

در علت فرمان قتل موسی فرعون می گوید: انی اخاف ان یبدل دینکم او ان یظهر فی الارض الفساد :  من مى‏ترسم که آیین شما را دگرگون سازد، و یا در این سرزمین فساد بر پا کند!

و بعد در پاسخ مومن ال فرعون می گوید: ما اریکم الا ما ارى و ما اهدیکم الا سبیل الرشاد: فرعون: من جز آنچه را معتقدم به شما ارائه نمى‏دهم، و شما را جز به راه صحیح راهنمایى نمى‏کنم! 

می بینیم که فرعون به عنوان فرمانروا و حاکم یک نظام در کشور قدرتمند مصر دغدغه ای دارد و آن دغدغه این است که آیین مردمش را موسی دگرگون سازد، و یا در این سرزمین فساد بر پا کند! و در پاسخ مصلحی از درون سیستم خود نیز بدون اینکه به گفته های ان مومن مصلح وقعی نهد بر دیدگاه و اندیشه و فرمان خود با لجاجتی فرعونی که برخاسته از استکبار و خود بینی اوست پافشاری کرده و تاکید می کند که:  شما را جز به راه صحیح راهنمایى نمى‏کنم! 

مومن آل فرعون کسی است که از درون سیستم ستم در برابر ستم می ایستد چونان حر ریاحی. آینان آزادگانی هستند سرشار از دلیری و بندگی آنچنان که ایمانشان به آنان در وهله ی اول توان دیدن و تفکیک حق از باطل را می دهد گرچه که باطل در اکثریت و حق در اقلیت باشد. و در وهله دوم همان ایمان راستین به آنان شجاعت ایستلدگی در برابر فرعون و یزید و سیستم های آنان را می دهد. از آیات سوره ی مومن در باب مومن آل فرعون بسیار می توان آموخت در باره ی چگونگی برخورد با فرعونیت. 

 

و فرعون همان است در قرآن که سر از بندگی بر می تابد و به عشق زنده نیست که به استکبار زنده است. همو که 

برو نمرده نماز میتوان کرد

او که زنده زنده خود را با دست خود زنده به گور میکند. 

با توجه به مفاهیم فوق برای آنانکه حکومت بر مردم ندارند جای بسی خرسندیست چرا که قابلیت فرعون شدن در هر انسانی بالقوه موجود است و اگر انسانی قبل از اینکه به بندگی راستین خدا نایل شود  به حاکمیت بندگان دیگر خدا برسد به راحتی می تواند فرعونی یزیدی یا ضحاکی شود و گمان کند رای او رای صلاح و حکم او حکم رستگاریست.

و خوشا به حال آنانکه علی فی الارض نمی شوند.

 

خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند

و دست منبسط نور روی شانه ی آنهاست

 

   + ; ٤:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٢۱
comment نظرات ()