دریچه ی صبح

مسافر ابدی

مسافری از راه رسید

 

با چمدانی پر از هستی خویش

و کار کرد

و افتاد

و برخاست

و خوابید

و بیدار شد

مسافر آن جا ماند

مسافر ولی هنوز

چمدانش را باز نکرده است

و کوله بار مسافر هنوز

پشت زمین را به خاطرات خویش نیالوده است

 

مسافر همیشه یک مسافر ماند.

 

   + ; ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٥/۱۳
comment نظرات ()