دریچه ی صبح

داستان های من و هوا

هوا بس ناجوانمردانه خیس است حتی چتر هم جواب نمی ده

یک روز خواهد آمد که باد در این شهر کما کان بر سر و کله ی خودش و شهر بزند و ما مجبور نباشیم برویم دانشگاه و از پشت پنجره بنشینیم به ریش باد بخندیم...

   + ; ٤:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۳/٢
comment نظرات ()