دریچه ی صبح

خرید در ژاپن

اولین چیزی که در ذهنم بود از ژاپن بخرم دوربین سونی بود. دنبال یک جای خوب می گشتم. گفتم که آن شب که در ازاکا صدای ایرانی شنیدیم آن شب از آن آقای ایرانی پرسیدیم کجا بهتر است برای خرید چیزهای الکترونیکی. آدرس جایی در ازاکا را به ما دادند که قرار گذاشتیم با ف فردایش کنفرانس که تما شد قبل از اینکه برویم به طرف کیوتو اول برویم دنبال دوربین و بعد برویم به ایستگاه قطار. فردایش رفتیم دنبال آدرس این مغازه. کورمال کورمال رفتیم تا بالاخره رسیدیم. یک دپارتمنت استور فکر کنم شش طبقه در مقالبمان دیدیم. برای آنها که وسایل الکترونیکی دوست دارند این جا بهشت بود. هر طبقه یک چیزی داشت. وسیع. هر چه دلت بخواهد. رفتیم طبقه ی دوربین ها و بعد از یک سری تحقیقات و صحبت با کارمندانش -این قسمتش خیلی خوب بود، چون موقعیت های زیادی پیش نمی امد که بشود با مردم صحبت کرد- یک دوربین خریدیم. وقتمان کم بود باید زودتر به کیوتو می رفتیم والا در ان مغازه بیشتر می ماندیم.

در ازاکا خیلی وقت خرید نداشتیم چون روزها در کنفرانس بودیم و شب ها هم که مغازه ها بسته بودند. در مکالمه هایی که با کانسیرژ داشتم در باره ی رفتن به معبد در کوه ها با خانم توانستم کمی دوست شوم. دوست که می گویم یعنی توانستم یک مقداری ن حالت رودربایستی اش را بشکنم. یک کم احساس را حتی کند در صحبت کردن با من. وسط این حرف ها به او گفتم که پسرم پوکمان خیلی دوست دارد. خانم به من گفت که در ازاکا یک پوکمان سنتر دارند که اگر بخواهم برای پسرم هدیه ای بخرم خوب است به انجا بروم. آدرسش را داد و رفتیم. این پوکمان سنتر یکی از تمیز ترین و براق ترین جاهایی بود که در ژاپن دیدم. نه تنها کف زمین که سقف و دیوار و همه جا برق می زد. یک طبقه بود پر از همه ی پوکمان ها و ابزارشان. چند تا اسباب بازی خریدیم و چند تا عکس گرفتیم. جای پسرک خیلی خالی بود. عکس ها را که دید کلی دلش کباب شد طفل معصوم. 

و اما خرید در کیوتو بماند برای بعد.

   + ; ٢:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/٩
comment نظرات ()