دریچه ی صبح

انسانم ...

روزهایی هست که کسی بزرگی کاری می کند که تو در آن روزها شرمنده می شوی اگر انسانم آرزوست را بخواهی با خود زمزمه کنی. 

در همین روزگار سیاه ما گاهی کسی دست به کمر می گیرد بر می خیزد و روی پاهای خود می ایستد و یک تنه کار یک ملت را انجام می دهد.

آن روزها تویی که نشسته ای و در قاموس خود به دنبال انسان می گردی سرخوش می شوی از اینکه در روزگارت دیده ای تجربه کرده ای جنس انسان بودن را.

در هر زمانی و در هر مکانی این انسان بودن چهره ای متفاوت به خود می گیرد ولی موضوع این انسانیت هر چه باشد با نیکی و نیک اندیشی و نیک خواهی و نیگ گفتاری و نیک رفتاری پیوندی سخت نا گسستنی دارد و البته با شجاعت که در این دنیای دون, انسانیت -از جنس انسانم آروزست -شجاعتی می طلبد بلند. 

نون و القلم و ما یسطرون

...

و تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل 

 

   + ; ۱:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/٢٥
comment نظرات ()