دریچه ی صبح

باز هم خفاش ها

کاش غار ها منهدم شوند

 

خفاشها تکرار می شوند 

صدای نحس بالهاشان می آید مهاجم و مرتعش و نا پایدار ...مدام می آید 

و رگه  های صبور نور در تو در توی تنگی غارها ی معذب تیرگی به ارتعاش در می آید با همین بالهای کوچک سیاه

و انها نمی دانند. 

نه غارها منهدم نشوند

غارها باشند

خفاشها هم باشند در همان غارها ی تاریک و تنگشان

باشند 

تا شکوه دشتها را بفهمیم

تا زیبایی نازک و رنگارنگ پروانه 

زیر پوستمان بدود

هر جا نور نباشد تاریکی

هر جا زیبایی نباشد زشتی

و هر جا نرمی نباشد خشونت 

بیداد میکند

 

 

   + ; ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۱۸
comment نظرات ()