دریچه ی صبح

آرمیده اند

تمام سر سپردگی های زمینی و دل سپردگی های آسمانی از من

زندگی را تو تعریف کن 

تو 

که تمام غازهای وحشی 

در آغوش روشنت آرمیده اند

ای منتها الیه شرقی ترین قصیده ی خورشید

زندگی   توووووو     بودن

و استمرار استغنا

   + ; ٢:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۱۸
comment نظرات ()

برای راه دورها

برای عاشقانه ها 

برای ساحت بلند شعر روشن ستاره ها

برای قلب پاره پاره ی حماسه ها

برای حرمت نفس 

برای رقص بی گناه یک پرنده در فضای بی کرانه ها

برای همسران پشت راه راه میله ها و خالی کبود و سرد  خانه ها

برای بغض خیس انتظار کودکان درد

برای مادران داغدار شهر زخمی ترانه ها

برای آستان قدس آن صبورها

برای رسم نورها

برای را ه دور ها...

 

   + ; ۳:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۱٥
comment نظرات ()

کل یوم عاشورا کل ارض کربلا

 

 برای آزادگی برای مظلومیت برای حسین ع برای هر آنچه او به من آموخت:

 

تو را دوست دارم چنان شاپرک ها :که گلهای پاکیزه ی یاسمن را

 

و در متن داغ بیابان بودن میان هوای تو جاری شدن را 

 

نبودم در آن روز تاریک اما شکستم, چنان یک کبوتر که پر پر زدن را

 

نشستم کنار غزل های ابری

گشودم

سر بغض های

تر

بی بدن را

 

صدای تو بود و کجا یاوری هست؟ که یاری کند سروهای چمن را...

اگر دین ندارید آزاده باشید! ولی تیر و خون و شهید بدون کفن را!

 

تو بودی و آزادگی های بی ساحل تو که آتش زدی خیمه ی روح من را

 

و عاشق شدم روی بال سپیدت  

و دیدم اساطیر ناب شدن را  

و تب کرد هستی

و بارید شعرم   غم زخمهای عمیق وطن را

 

   + ; ٦:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٥
comment نظرات ()